احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
76
كنوز الحكمة ( فارسى )
و از اين بسيار است ؛ اگر به همه فروشوم دراز گردد ، و تاهاى كاغذ در اين شود . همىببايد دانست كه اين نعمتها كه خداى عزّ و جلّ به ما ارزانى داشته است ، ما اين را شكر نتوانيم گزارد به حقيقت . و اگر از اين نعمتى كه تو گويى كمترين اين نعمتهاست ، پرى و آدمى اگر جمع آيند ، تا يكى را اين شكر توانى گزارد نتوانى گزارد ! هر گوهرى ، و درّ يتيمى كه در قعر اين درياها بود ، همه به عزّت كبريايى از اين درياها بيرون آورد ، و در عقد فضل وجود و لطف و كرم ( كرد ) ، و ميانهء آن معرفت و هدايت كرد - و در ايمان ، و اسلام ، و در سنّت و جماعت ، و در نماز ، و در طهارت ، و در غسل ، و در زكات ، و در صوم ، و در حج ، و در عمره ، و در صدقه ، و در سخاوت ، و در يقين ، و در توكل ، و در زهد ، و در تفويض ، و در تسليم ، و در رضا ، و در خوف ، و در اميد ، و در خشيت ، و در تقوى ، و در محبّت ، و در خلّت ، و در دوستى ، و در علم ، و در عقل - اين همه درّ در عقد ايمان كرد ، و در گردن مؤمن موحّد عارف مخلص افگند . تا هركه او را بيند - از دوست و دشمن - داند كه خاصّ سلطان است . همه به غلامى ، و چاكرى ، سر بر خط عجز نهند ؛ و ما از اين همه احسان كه او با ما كرده است بىخبر ! راست بدان ماندى كه ما را نيز به دو هيچ نيازى و حاجتى نيستى ! اين همه كه حق سبحانه و تعالى با ما كرده است در جنب آنكه خواهد بود « 1 » بس چيزى نيست ؛ اين همه چيز تعبيه كار ديگر است : ما را روز عيدى و جشنى فراپيش است ، كه همه خلق اولين و آخرين ، و دوست و دشمن آنجا حاضر خواهند بود ؛ آنگاه ازآنجا فرا كار خواهد بود : تخمها آنجا برخواهد داد ، و اعزازهاى خاصگان آن روز پيدا خواهد آمد ، و ما نيك خدايى خداى آن روز بدانيم كه او با ما چه كرده است ، و چه درّ ، و جواهرهاى قيمتى در ميان بارهاى ما تعبيه كرده است ؟ ! اى برادران ! اسب جفا ، امروز در اين ميدان خطا چندان فرا سر گذاريد ، كه فردا از شرم و تشوير بنميريد ! از نيك خدايى خداى عزّ و جلّ هيچ باقى نيست و نبوده است ؛ امّا از بدبندگى و جفا ، و خطا ، و عصيان ، ما نيز هيچ باقى نگذاشتيم ! أستغفر اللّه و أتوب إليه يا حىّ يا قيّوم يا أرحم الرّاحمين . اگرچه اين خاطى جافى نه سزاى اين است كه از اين نوع سخن گويد ، امّا از سر كرم و فضل و جود و احسان تو كه بر خود و جمله خلق مىبيند ، هرچند كه مىكنم تا نگويم گفته مىآيد ! و چون شنيدم كه تو با خدايى خود موسى را صلوات اللّه عليه گفتهاى كه : مرا به دل بندگان من دوست كن ! موسى گفت : اى بار
--> ( 1 ) - ت : كرد .